معنی قاذورات
6 بازدید
(ع اِ) جِ قاذورة. || پلیدیها و نجاستها (آنندراج) (ناظم الاطباء). ناپاکیها. (ناظم الاطباء): امیر ناصرالدین بفرمود تا بعضی از قاذورات در آن چشمه انداختند. هرکس که از این قاذورات تناول کردی بر جای بیفتادی و جان بدادی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). اوراق قرآن در میان قاذورات لگدکوب اقدام و قوائم گشت. (جهانگشای جوینی). و در فارسی این جمع را چون مفردی بکار برند و آن دشنامی است جوانانی را که بیش از حد و سن خویش کنند، یا مدعی باشند.
کلمات همقافیه با «قاذورات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر