معنی قادش برنیع

معنی قادش برنیع

6 بازدید
[ دِ شِ بَ ] (اِخ) و آن موضعی است بر حدود جنوبی کنعان که تا حوریب ۱۱ روز مسافت دارد. (سفر تثنیه ۱:۲) و بر حدود ادوم. (سفر اعداد ۲۰:۱۶). که چندان دور از جررا نیست. (سفر پیدایش ۲۰:۱). در مشرق بارد (سفر پیدایش ۱۶:۱۴) در دشت صین. (سفر اعداد ۲۰:۱ و ۲۷:۱۴ و ۳۳:۳۶ و سفر تثنیه ۳۲:۵۱). و چون کدر لاعمر، حوریان را از عربه تا به دشت هزیمت داده بود بدانجا مراجعت نموده از آن پس متوجه شمال گردید. (سفر پیدایش ۱۴:۷) گاهی قادش را مریبهٔ قادش (سفر اعداد ۲۷ - ۱۴ و تثنیه ۳۲:۵۱ و حزقیال ۳۸:۲۸). و مرپبوت قادش (حزاقیل ۴۷:۱۹). و مریبه (سفر اعداد ۲۰:۱۳ و ۲۴ و مزاقیر ۱۰۶:۳۲) گویند. و بسا میشود که قصد از آیه واقعه در سفر تثنیه ۳۳:۸ و مزامیر ۸۱:۷ و ۹۵:۸ یا رفیدیم است یا قادش زیرا که بنی اسرائیل در هریک از این دو محل با خداوند مخاصمه نمودند. و جایز است که اشاره به هر دو اینها باشد. و قادش را عین مشفاط نیز گویند. (سفر پیدایش ۱۴:۷) و رتمه نیز نامند (اعداد ۳۳:۱۸). و مسه یعنی تجربه. و مریبه یعنی مخاصمه با هم (در خروج ۱۷:۷ تثنیه ۳۳:۸، مزامیر ۹۵:۸ مذکورند). علیهذا در آیهٔ اول اشاره به رفیدیم و در این دو آیهٔ آخری هم جایز است که اشاره به رفیدیم و قادش هر دو باشد. به هرحال اسرائیلیان مدت چند ماه در قادش اقامت ورزیده جاسوسان به زمین کنعان گسیل کردند (اعداد ۱۳) مگر اینکه قوم بعد از مراجعت جاسوسان همهمه نمودند (اعداد ۱۴) و بدین واسطه خداوند همهٔ آن گروه را از درآمدن به زمین مقدس محروم داشت و آنها را در دشت، اجل فرارسیده مردند. و جز کالب بن یفونه و یوشع بن نون کسی بر جای نماند. (اعداد ۱۴:۳۸). چنان مینماید مادامی که اسرائیلیان در دشت میبودند قادش مرکز و محل ایشان بود و هر چند مدت چهل سال در دشت همی گشتند و آمد و شد مینمودند باز بالاخره به قادش مراجعت میکردند و هم از آنجا به زمین کنعان شدند و در آنجا مریم سرای فانی را بدرود گفته مدفون گردید. و سنگ معروف در آنجا زده شده آب از آن جاری گشت. و هم در آنجا موسی و هارون از درآمدن به زمین مقدس ممنوع شدند. چونکه چنانکه بایست خداوند را در بیرون آوردن آب از سنگ نستودند، (اعداد ۲۰:۱-۱۳). روبنسن بر آن است که قادش در نزد عین الویبه میباشد و آن در محلی واقع است که تپه های چندی بر گردش برآمده که به خوبی از برای فراهم شدن گروه اسرائیل جای و روستا میباشد. خاکش بارآور، آبش نیکو و بسیار شیرین است. وستانلی بر آن است که پترا (دشت موسی) قادش میباشد. (قاموس کتاب مقدس ص ۶۸۱ و ۶۸۲).

کلمات هم‌قافیه با «قادش برنیع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید