معنی قادش

معنی قادش

6 بازدید
[ دِ ] (اِخ) شهری است بر طرف جنوبی یهودا (یوشع ۱۵ : ۲۳) و دور نیست که همان قادش برنیع باشد. (قاموس کتاب مقدس ص ۶۸۲). رجوع به قادش برنیع شود.
[ دِ ] (اِخ) شهری از شهرهای حصاردار نفتالی در جلیل که هم بلاویان جرشونی داده شد. (یوشع ۲۰:۷ و ۲۱:۲۳ و اول تواریخ ایام ۶:۷۶) و از آن پس شهر بست گردید. (یوشع ۲۰:۷) و مسکن باراق بود. (داود ۴:۶). و دبوره دو سبط ربولون و نفتالی را در آنجا جمع کرد. (داود ۴:۶ و ۱۰ و ۱۱). و تغلث فلاسر آن را در مدت سلطنت فقح مفتوح ساخت. (دوم پادشاهان ۱۵:۲۹). واقعه یوناتان مکابیوس و دیمتریوس هم در نزدیکی آنجا اتفاق افتاد. (امکابیان ۱۱:۶۳). فعلاً قادش همان قریهٔ قادش است که به مسافت ده میل به شمال صفه و چهار میل غربی حوله واقع است. و موقع بسیار نیکو و خوش منظر دارد و در جنوب مرج عیون و حوله واقع میباشد. و در اطرافش خرابه ها و آتشکده های بسیار است. (قاموس کتاب مقدس ص ۶۸۳).

کلمات هم‌قافیه با «قادش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید