معنی قادرآباد

معنی قادرآباد

4 بازدید
[ دِ ] (اِخ) قصبه ای است از قصبات بلوک مشهد مرغاب. (جغرافیای تاریخی غرب ایران ص ۱۰۷).
[ دِ ] (اِخ) چشمه ای است از چشمه های طغرلجرد بلوک زرند کرمان. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۴۳).
[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان دامنکوه بخش حومهٔ شهرستان دامغان که در سی هزارگزی خاور دامغان و کنار شوسهٔ دامغان به شاهرود قرار دارد. زمین آن جلگه و هوای آن معتدل و دارای ۲۱۰ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و پنبه و پسته و انگور و حبوبات و شغل مردم آن زراعت و گله داری و صنایع دستی و شغل زنان آن کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ دِ ] (اِخ) مزرعه ای است از دهستان پشت بسطام بخش قلعه نو شهرستان شاهرود و جزء قصبهٔ بسطام است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان آختاچی بخش حومهٔ شهرستان مهاباد در ۲۸هزارگزی جنوب خاوری مهاباد و ۲۰هزارگزی باختر شوسهٔ بوکان به میاندوآب واقع است. زمین آن کوهستانی، هوای آن معتدل و مالاریائی است. ۱۸۵ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات و حبوبات و توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان تیلکوه بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج در ۴۶هزارگزی شمال باختر دیواندره و شش هزارگزی شمال شوسهٔ دیواندره به سقز واقع است. زمین آن کوهستانی و هوای آن سردسیر است. ۲۲۰ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات و حبوبات و عسل و پشم و روغن و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان گیلان بخش گیلان شهرستان شاه آباد در شش هزارگزی شمال باختر گیلان و ۴هزارگزی جنوب شوسهٔ گیلان به قصرشیرین واقع است. زمین آن دشت و هوای آن گرمسیری مالاریائی است. ۲۵۰ تن سکنه دارد. آب از رودخانهٔ گیلان و محصولات آن غلات و برنج و توتون و تریاک و پنبه و حبوبات و لبنیات و صیفی است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. از طایفه کلهر هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خورخوره بخش دیوان درهٔ شهرستان سنندج در ۴۹هزارگزی باختر دیوان دره و کنار راه مالرو دیواندره به خورخوره واقع است. زمین آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است و ۲۲۱ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصولات آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنها جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاردولی بخش اسدآباد شهرستان همدان. در ۲۸هزارگزی شمال باختری اسدآباد و ۴هزارگزی شمال خاور سوتپه و در جلگه قرار گرفته است. هوای آن سردسیری است و ۲۴۳ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و لبنیات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است و صنایع دستی آنها قالی بافی است. راه مالرو دارد و در فصل خشکی اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مهربان بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان در ۵۳هزارگزی شمال باختری کبودراهنگ و سه هزارگزی شمال باغچه و در تپه ماهور واقع است. هوای آن سردسیری است و ۵۵۸ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و دیم و انگور و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی آنها قالی بافی است. راه مالرو دارد و تابستان از باغچه اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حسن وند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد در شش هزارگزی جنوب الشتر و شش هزارگزی جنوب شوسهٔ خرم آباد به الشتر و در جلگه واقع است. هوایی سردسیری و مالاریائی دارد و دارای ۴۰ تن سکنه است. آب آن از سراب پایی و محصولات آن غلات و تریاک و حبوبات و لبنیات و پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شش ده قره بلاغ بخش مرکزی شهرستان فسا در ۳۳هزارگزی خاور فسا کنار راه فرعی فسا به داراکویه واقع است. زمین آن جلگه و هوای آن معتدل است. و ۱۳۵ تن سکنه دارد و مذهب آنان شیعه و زبانشان فارسی است. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و پنبه و تریاک و انگور و انجیر است. شغل مردم آن زراعت و باغبانی و صنایع دستی قالی و گلیم بافی و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مشهد مرغاب بخش زرقان شهرستان شیراز در یکصد و دوازده هزار گزی شمال خاور زرقان کنار شوسهٔ اصفهان به شیراز و در جلگه واقع است. هوای آن معتدل است. ۷۵۲ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ سیوند و محصولات آن غلات و چغندر و میوه جات و شغل مردم آن زراعت و صنایع دستی آنان قالی بافی است. دارای پاسگاه ژاندارمری و تلفن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
[ دِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان ریگان بخش فهرج شهرستان بم در ۳۵هزارگزی جنوب خاوری فهرج و ۲۵هزارگزی راه فرعی خاش به بم واقع است و ۵۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ دِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان در ۵۲هزارگزی شمال باختری رفسنجان و کنار راه مالرو رفسنجان به بافق واقع است. و سه خانوار سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ دِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان جوپار بخش ماهان شهرستان کرمان در ۱۸هزارگزی باختر ماهان و در هزارگزی راه فرعی ماهان به جوپار واقع است و ۱۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ دِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سعیدآباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان. در ۱۴هزارگزی باختر سعیدآباد و چهارهزارگزی باختر راه مالرو بهرام آباد به کرمان واقع است. و ۱۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریگان بخش فهرج شهرستان بم در ۲۵هزارگزی جنوب خاوری فهرج و ۷هزارگزی شمال راه فرعی بم به ریگان و در جلگه واقع و هوای آن گرم و مالاریائی است. ۱۹۸ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و خرما و حنا و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ دِ ] (اِخ) دهی است از بخش زابلی شهرستان سراوان در پنج هزارگزی باختر زابلی و کنار راه مالرو زابلی به ایرانشهر و در جلگه واقع و هوای آن گرم و مالاریائی است و ۲۵۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و خرما و ذرت و شغل اهالی زراعت است، راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «قادرآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید