معنی قابلگی
6 بازدید
[ بِ لَ / لِ ] (حامص) مامائی. ماماگی. مامنافی. (ناظم الاطباء). عمل ماما. فن قابله. شغل قابله.
کلمات همقافیه با «قابلگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر