معنی قابلمه
5 بازدید
[ لَ مَ / مِ ] (ترکی، اِ) قسمی ظرف بزرگ فلزّی (مسین و غیره). ظرف فلزّی بزرگ با در و سرپوش هم از فلز که بر وی استوار شود برای نگاه داشتن پلو و دیگر چیزها. دیگ فلزی سربسته برای طبخ. <۵۳۰۶۴۰۱۱۰۱۱۷۲۸۷۰۱>... ترکیب ها: - قابلمه پز. قابلمه پزی. قابلمه کاری کردن.
کلمات همقافیه با «قابلمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر