معنی فیولة
8 بازدید
[ فُ لَ ] (ع اِ) جِ فیل. (منتهی الارب). فیول.[ فُ لَ ] (ع مص) خطا کردن رای و ضعیف و سست گردیدن. (آنندراج) (از اقرب الموارد). || سست رای شدن. (آنندراج). || (اِمص) ضعف رأی. گویند: و ماکنت احب ان اری فی رأیک فیالة و فیولة. (از اقرب الموارد). رجوع به فیالة شود.
کلمات همقافیه با «فیولة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر