معنی فیول
6 بازدید
[ فُ ] (ع اِ) جِ فیل. (منتهی الارب): خیول و فیول سلطان به هدم آن حصار و ردم آن دیوار برجوشیدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). و صف پیاده را بر هم ریختند چون فیول قبول جراحتها کردند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «فیول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر