معنی فیاض
7 بازدید
[ فَ یْ یا ] (ع ص) جوانمرد و بسیار بخشنده. (منتهی الارب). بسیار فیض رساننده. (از اقرب الموارد): نهر فیاض؛ جوی پرآب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). - فیاض عنایت؛ به کنایت، خداوند تعالی : چو فیاض عنایت کرد یاری بیار ای کان معنی تا چه داری.نظامی.[ فَ یْ یا ] (اِخ) تخلص شیخ ابوالفضل دکنی برادر فیضی دکنی معروف است. (از سبک شناسی بهار ج ۳). رجوع به دکنی شود.
کلمات همقافیه با «فیاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر