معنی فژگند
9 بازدید
[ فَ گَ ] (ص مرکب) فژغند. چرک آلود. پلید. چرکن. (برهان). فژاکن. فژاگن. فژغند. فژگنده. رجوع به این کلمات شود.
کلمات همقافیه با «فژگند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر