معنی فژغنده
9 بازدید
[ فَ غَ دَ / دِ ] (ص مرکب) فژغند. (آنندراج) (انجمن آرا). رجوع به فژغند، فژ، فژه، فز و فزه شود.
کلمات همقافیه با «فژغنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر