معنی فوگان
9 بازدید
(اِ) فقاع معرب آن است. (فرهنگ فارسی معین). فقاع. (اسدی). چیزی است مست کننده که از آرد جو و غیر آن سازند، و بوزه همانست. (از برهان). - سر گشادن فوگان؛ پراگندن قطرات با فشار به اطراف همچون پراگندن قطرات فقاع. (فرهنگ فارسی معین): می بارد از دهانْت خدو ایدون گوئی که سر گشادند فوگان را.لبیبی.
کلمات همقافیه با «فوگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر