معنی فول
8 بازدید
(معرب، اِ) معرب از آرامی فل و فلی . باقلا. || فول سودانی؛ پستهٔ زمینی. || فول صوته؛ لوبیای چینی. (فرهنگ فارسی معین). || نخود یا دانهٔ دیگر مر اهل شام را، یا خاص است به خشک. (منتهی الارب). واحد آن فولة است. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر