معنی فوط
6 بازدید
[ فُ وَ ] (ع اِ) جِ فوطه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به فوطه و فوته شود.(اِخ) پسر سوم حام. (قاموس کتاب مقدس).(اِخ) اسم مملکتی است که پسر حام در آنجا روزگار به سر برد. (قاموس کتاب مقدس). نیز منظور قومی است که از نسل فوط پیدا شدند. (از حاشیهٔ ص ۴۴۴ ایران باستان پیرنیا).
کلمات همقافیه با «فوط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر