معنی فوضی
6 بازدید
[ فَ ضا ] (ع ص) قوم فوضی؛ گروه برابر که میان ایشان رئیس بزرگتر نباشد. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || قوم پراکنده. (منتهی الارب). || گروه همدیگردرآمیخته: نعام فوضی؛ شترمرغ با هم درآمیخته. (منتهی الارب). آمیخته. (زمخشری).
کلمات همقافیه با «فوضی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضی» برای سرودن شعر