معنی فوز کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) غلبه کردن. (از صحاح الفرس): به مرو شاهجان باشی تو آنگه که اینجا لشکر سرما کند فوز.سوزنی. رجوع به فوز شود.
کلمات همقافیه با «فوز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر