معنی فوخان
5 بازدید
[ فَ وَ ] (ع مص) بیرون برآمدن باد از مردم و ستور با بانگ یا بی بانگ. || دمیدن بوی. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به فوج و فوح و فوخ شود.(اِخ) محلی کنار راه زاهدان به قاین میان کلاتهٔ بیرنج و کلاتهٔ آقادر. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «فوخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر