معنی فنک داشتن
7 بازدید
[ فَ نَ تَ ] (مص مرکب) فنک به تن داشتن. فنک پوشیدن. فنک پوش بودن : چون شد هوا سنجاب گون گیتی فنک دارد کنون در طارم آتش کن فزون، روباه خزران بین در او. خاقانی.
کلمات همقافیه با «فنک داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر