معنی فنه
4 بازدید
[ فَ نَ / نِ ] (اِ) فنک. آس. قرساق. (یادداشت مؤلف). رجوع به فنگ شود.[ ] (اِ) نام نوایی که مطربان زنند. (یادداشت مؤلف): بامدادان بر چکک زن، چاشتگاهان بر شخج نیم روزان بر لبینا، شامگاهان بر فنه. منوچهری.
کلمات همقافیه با «فنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر