معنی فندقه
7 بازدید
[ فَ / فُ دُ قَ / قِ ] (اِ) گونه ای میوهٔ خشک ناشکوفا که میوه فقط حاوی یک دانه است و این دانه آزاد است و به انساج میوه اتصالی ندارد. بهترین نمونهٔ این میوه ها فندق است که میان بر آن چوبی و سخت میشود ولی برون بر و درون بر میوه بصورت پوستهٔ بسیار نازکی خارج و داخل میان بر را پوشانده و دانه بطور آزاد در داخل قرار گرفته و محتوی مواد اندوختهٔ فراوانی است، به عبارت دیگر آنچه بنام پوست چوبی فندق شکسته و دور ریخته میشود عبارت از قسمتهای سه گانهٔ میوه است. برخی میوه ها ممکن است از دو فندقه درست شده باشند مانند نباتات تیرهٔ جعفری، و برخی ممکن است از چهار فندقه به وجود آمده باشند مانند نباتات تیرهٔ گاوزبان و نعناع، و بعض میوه ها ممکن است از چندین فندقه تشکیل شده باشند مانند میوهٔ آلاله و توت فرنگی. فندق میوه وقتی که به درخت است از پیالهٔ سبزرنگی احاطه شده و این پیالهٔ سبزرنگ عبارت است از مجموع کاسبرگها و برگک زیر گل. (از فرهنگ فارسی معین). || هر چیز کروی به شکل فندق. فندق شکل. فندقی : این فندق شکل فستفی رنگ بر فندقهٔ سرم زند سنگ.نظامی.
کلمات همقافیه با «فندقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر