معنی فنجنگشت
5 بازدید
[ فَ جَ گِ / گُ ] (اِ مرکب) پنج انگشت. (فرهنگ فارسی معین). بر وزن و معنی پنجنگشت است، و آن رستنیی باشد که به عربی ذوخمسةاصابع و ذوخمسةاوراق خوانند. (برهان). فقد. (یادداشت مؤلف). اثلق است که به هندی سبنهالو نامند. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «فنجنگشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر