معنی فنجنوش
5 بازدید
[ فَ ] (اِ مرکب) معرب پنجنوش است که عبارت از خبث الحدید و هلیله و بلیله و آمله و عسل باشد، و آن را ممدالحیوة نامند. (از حکیم مؤمن). گوارش فنجنوش مرکب است از اخلاط هلیلهٔ کابلی، بلیله، آمله، پلپل، دارپلپل، زنجبیل، سعد، شطرنج هندی، سنبل از هر یکی ده درمسنگ، و تخم شبت و تخم گندنا از هر یکی چهار درمسنگ، خبث الحدید سوده و چهارده روز به سرکه فرغارکرده و خشک کرده صد درمسنگ، با انگبین مصفی بسرشند و شش ماه نگاه دارند تا برسد. شربتی دو درمسنگ. بعضی مردمان در این گوارش مشک زیادت کنند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). در بحرالجواهر و برهان طریقهٔ ترکیب و ساختن این گوارش گونه ای دیگر است. || ریم آهن مصنوعی. (غیاث). اکسید آهن را گویند که عبارت از ترکیب اکسیژن با آهن است. || پادزهر گاوی که کیسهٔ زهرهٔ گاو است. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به پنجنوش شود.
کلمات همقافیه با «فنجنوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر