معنی فلهود
7 بازدید
[ فُ ] (ع ص) کودک گرداندام خوبروی فربه نزدیک به رسیدگی رسیده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فلهود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر