معنی فلفل کافور
6 بازدید
[ فِ فِ لِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) چون کافور بالخاصیه از طبله هوا میگیرد برای منع آن فلفل در طبله گذارند تا آن را محفوظ دارد. (فرهنگ فارسی معین). و شاهد آن شعری از طالع است منقول در آنندراج : وقت پیری بی مذاق تلخ نتوان زیستن کی تواند داشت بی فلفل کسی کافور را. و شاهد دیگر: کیمیایی به از افیون نبود پیران را شاهد این سخنم فلفل کافور بس است. سلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «فلفل کافور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر