معنی فلجاء
4 بازدید
[ فَ ] (ع ص) امرأة فلجاءالاسنان؛ زن گشاده میان دندانها. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فلجاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر