معنی فلاته
7 بازدید
[ فُ / فِ تَ / تِ ] (اِ) نوعی از حلواست که آن را با شیر گوسفند پزند، و در فارسی آن را میده خوانند. (برهان). فراته. فراتق. (یادداشت مؤلف): از وی [شهر مرو] پنبهٔ نیک و اشترغار و فلاته و سرکه و آبکامه و جامه های قزین و ملحم خیزد. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «فلاته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر