معنی فلاة
7 بازدید
[ فَ ] (ع اِ) دشت بی آب وگیاه، یا بیابان بی آب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || صحرای وسیع و فراخ. ج، فلا، فلوات، فلو، فلی. جج، افلاء. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فلاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر