معنی فقیر گردیدن
6 بازدید
[ فَ گَ دی دَ ] (مص مرکب) فقیر شدن. محتاج شدن. بی چیز شدن. مقابل غنی گردیدن : آن نه مال است که چون دادیش از تو بشود زو ستاننده غنی گردد و بخشنده فقیر. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «فقیر گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر