معنی فقیر دهلوی
6 بازدید
[ فَ رِ دِ لَ ] (اِخ) اسمش میر شمس الدین و چون از بنی عباس بوده به میر شمس الدین عباسی شهرت نموده. تحصیل و مراتب علمی در خدمت علمای شاه جهان آباد کرده و در فقه و کلام و حدیث صاحب مایه بوده و با این وجود طالب صحبت درویشان و غالب اوقات در صحبت ایشان بوده و آخرالامر بترک علائق دنیوی گفته است. در نظم و نثر تألیفات و در عروض و قافیه رسالات پرداخته است. دیوانش هفت هزار بیت میشود. او راست: نیست ممکن که به یک شهر دو سلطان باشد در دل هرکه غم اوست غم عالم نیست. و بیت دیگر: درد ما را چاره درد دیگر است چون خمار می که از می میرود. (از ریاض العارفین رضاقلی خان هدایت چ سنگی ص ۱۲۰).
کلمات همقافیه با «فقیر دهلوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر