معنی فقع گشادن
6 بازدید
[ فُ قَ گُ دَ ] (مص مرکب) فقاع گشادن. (فرهنگ فارسی معین). به معنی تفاخر و لاف زدن. (آنندراج) (برهان): تو بمردی چنین عمل بنمای ورنه بیهوده زین فقع مگشای.سنایی. چرخ سدابی از لبش دوش فقع گشاد و گفت اینت نسیم مشک پاش، اینت فقاع شکری. خاقانی. های خاقانی بنای عمر بر یخ کرده اند زو فقع مگشای چون محکم نخواهی یافتن. خاقانی. ولی خانه بر یخ بنا دارد و من ز چرخ سدابی فقاعی گشایم.خاقانی. حوضه ای دارد آسمان بلند چند ازین یخ فقع گشایی چند.نظامی. || آروغ زدن. (یادداشت مؤلف). رجوع به فقع و فقع گشودن شود.
کلمات همقافیه با «فقع گشادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر