معنی فقط
6 بازدید
[ فَ قَ ] (ع ق مرکب) تنها. بس. (یادداشت مؤلف). کلمهٔ مرکب از فاء و قَطّ. (از اقرب الموارد). قط اسم فعل است به معنی «بس است» و «کفایت میکند». (ناظم الاطباء). || محض و خالص و بدون آمیختگی و بطور ساده. (ناظم الاطباء). || بتنهائی. همان و نه جز آن.
کلمات همقافیه با «فقط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قط» برای سرودن شعر