معنی فقرا
6 بازدید
[ فُ قَ ] (ع ص، اِ) فقراء. مردم مسکین و بی چیز. (یادداشت مؤلف): در انبارهای غله باز کردند و غلتها بریختند و بر فقرا و مساکین صرف کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). فقرا و تنگدستان را مراعات کن. (مجالس سعدی). فقرا را به بی سروپایی معیوب گردانند. (گلستان).
کلمات همقافیه با «فقرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر