معنی فغور
5 بازدید
[ فَ ] (اِخ) سرکوهی که بالاق، بلعام را به آنجا آورد تا بنی اسرائیل را لعنت نماید. (قاموس کتاب مقدس).[ فَ ] (اِخ) نام یکی از پادشاهان اشکانی است. نام صحیح او پاکُر است و مورخین شرقی این اسم را مختلف نوشته اند: فقور، فغور، افقور و غیره. (ایران باستان تألیف پیرنیا ص ۲۳۴۸). رجوع به فغفور شود.
کلمات همقافیه با «فغور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر