معنی فغواره
6 بازدید
[ فَ غْ رَ / رِ ] (ص مرکب) کسی که از غایت تکبر و غرور و یا از بسیاری اندوه و ملال ساکت باشد و سخن نگوید. (فرهنگ فارسی معین). کسی را گویند که از غایت دماغ و تکبر و نهایت غرور و تحیر یا از بسیاری اندوه و ملال و دلتنگی و خجالت ساکت شده باشد و حرف نزند و معنی ترکیبی این لغت بت مانند است چه فغ بت را گویند و واره مانند را، یعنی همچو جماد خاموش است. (برهان): فغفور بودم و فغ پیشم فغ رفت و من بماندم فغواره.بوشکور.
کلمات همقافیه با «فغواره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر