معنی فغان درگرفتن
4 بازدید
[ فَ دَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) فغان کردن. فریاد برآوردن. فغان برآوردن : در ملک این لفظ چنان درگرفت کآه برآورد و فغان درگرفت.نظامی.
کلمات همقافیه با «فغان درگرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر