معنی فغان برخاستن
7 بازدید
[ فَ بَ تَ ] (مص مرکب) ناله و فریاد بلند شدن. فغان برآمدن : بنشین که فغان از ما برخاست در ایامت بس فتنه که برخیزد هر جا که تو بنشینی. سعدی.
کلمات همقافیه با «فغان برخاستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر