معنی فضایح
7 بازدید
[ فَ یِ ] (ع اِ) جِ فضیحة. رسواییها. (فرهنگ فارسی معین): امیر سیف الدوله از روی حمیت دین و غیرت اسلام جایز نمی شمرد بر آن فضایح اغضا نمودن. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). از کیفیت نامه خبر کردند و سورت آن فضایح و قبایح بر او خواندند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). رجوع به فضائح، فضیحت و فضیحة شود. که خدا اسباب خشمی ساخته ست وآن فضایح را بکوی انداخته ست.مولوی.
کلمات همقافیه با «فضایح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یح» برای سرودن شعر