معنی واژه فصیحالدین
5 بازدید
[ فَ حُد دی ] (اِخ) نظامی هروی، متولد هرات و متوفی بسال ۹۱۹ هـ . ق. (دانشوران خراسان ص ۲۶۵). او راست: تعلیقه بر شرح قاضی زاده بر اشکال التأسیس که در ۸۷۹ هـ . ق. برای امیر علیشیر نوشته است. (یادداشتی از مؤلف). از احفاد مولانا نظم الدین است که ایشان را نظامیان میگویند و در خراسان نسب از نسب ایشان شریف تر نیست و در بیست سالگی تکمیل علوم کرد و حالا (زمان امیر علیشیر) قریب سی سال شد که به افاده مشغول است. از علوم ظاهر هیچ علمی نباشد که او درس نگوید و در هر علمی که گوید حواشی مفید و مصنفات دارد که علما از او بهره مندند و با این همه بذل نیز دارد که منافی این علوم است و به اخلاق حمیده و اوصاف پسندیده متصف است. (از مجالس النفائس امیر علیشیر نوایی صص ۱۰۶-۱۰۷ از ترجمهٔ فارسی چ حکمت). سرآمد فضلای استرآباد بود و در فن شطرنج مهارت تمام ظاهر مینمود و در نظم قصاید و معمیات نهایت بلاغت بجا می آورد و اکثر اوقات شریف را به خدمت امیر نظام الدین علیشیر صرف میکرد و بعد از فوت آن جناب به ملازمت آستان معدلت آشیان خاقان منصور پرداخت و داروغهٔ کتابخانهٔ همایون شد. (از رجال حبیب السیر ص ۱۹۹).