معنی فشفشه
6 بازدید
[ فِ فِ شَ / شِ ] (اِ) لولهٔ دراز و باریک از کاغذ یا مقوا که داخل آن باروت ریزند و آن را آتش زنند و از آن آوایی برآید. || آلتی که در داخل آن مواد محترقه تعبیه شده و پس از احتراق به هوا رود. (فرهنگ فارسی معین). || مغز قلم. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «فشفشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر