معنی فساینده
4 بازدید
[ فَ یَ دَ / دِ ] (نف) فسای. افسون گر و رام کننده. (برهان): به چاره گری زیرک هوشمند فسون فساینده را کرد بند.نظامی.
کلمات همقافیه با «فساینده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر