معنی فسانیده
5 بازدید
[ فَ دَ / دِ ] (ن مف) افسون خوانده و رام کرده. (برهان). در این معنی مصحف فساییده است. (از حاشیهٔ برهان چ معین). || راست نموده و مالیده. (برهان). اسم مفعول از فسانیدن. (از حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «فسانیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر