معنی فسانیدن
4 بازدید
[ فَ دَ ] (مص) مالیدن و راست کردن. (برهان). در این معنی مرکب از فسان به معنی حجرالمسن و پسوند مصدری است. (از حاشیهٔ برهان چ معین). || رام ساختن. (برهان). در این معنی مصحف فساییدن است. (از حاشیهٔ برهان چ معین). || افسانه گفتن. (برهان). در این معنی مرکب افسان به معنی افسانه و پسوند مصدری است. (از حاشیهٔ برهان چ معین). || افسون گری کردن. (برهان). در این معنی نیز مصحف افساییدن است. (از حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «فسانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر