معنی فزغن
6 بازدید
[ فَ غَ ] (اِ) پیچک. گیاهی که بر درخت پیچد. (یادداشت بخط مؤلف). پارسی عشقه است و گفته اند نوعی از لبلاب است. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «فزغن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غن» برای سرودن شعر