معنی فزعیافته
7 بازدید
[ فَ زَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) در حال فزع و بیم. ترسان : خواهند ز تو امن فزع یافتگان زآنک در ظلمت و در خوف چراغی و رجایی. خاقانی. رجوع به فزع یافتن و فزع شود.
کلمات همقافیه با «فزعیافته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر