معنی فزایش

معنی فزایش

6 بازدید
[ فَ یِ ] (اِمص) مقابل کاهش. افزایش. افزودن. (یادداشت بخط مؤلف): گرت رای به آزمایش بود همه روزت اندر فزایش بود.فردوسی. - فزایش رسیدن؛ زیاد شدن. افزایش یافتن. فزونی یافتن. - || زیاد نمودن. بیشتر بنظر رسیدن. بهتر جلوه کردن : همه چیز را کآزمایش رسد چو دیده پسندد فزایش رسد.نظامی. - فزایش کردن؛ افزودن. افزاییدن : به دانش ورا آزمایش کنید همه نیکویی در فزایش کنید.فردوسی. شما هم به یزدان نیایش کنید همه نیکویی در فزایش کنید.فردوسی. || نشو. بالش. زهش. (یادداشت بخط مؤلف). - فزایش گرفتن؛ بالیدن. رشد کردن. نمو کردن. بالا رفتن : ستایش گرفتند بر رهنمای فزایش گرفت از گیا چارپای.فردوسی. رجوع به افزایش شود.

کلمات هم‌قافیه با «فزایش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید