معنی فزای
7 بازدید
[ فَ ] (نف) فزا. فزاینده بیشتر در ترکیب ها بصورت پساوند به کار رود و اگر مستقلاً استعمال شود فعل امر است. - جانفزای؛ جان بخش. آنچه جان را نشاط بخشد: بیا ساقی آن شربت جانفزای بمن ده که دارم غم جانگزای.نظامی. دیدار دلفروزش در پایم ارغوان ریخت گفتار جانفزایش در گوشم ارغنون زد. سعدی. - شکایت فزای؛ بسیار شکایت کننده : ری نیک بد و لیک صدورش عظیم نیک من شاکر صدور و شکایت فزای ری. خاقانی. - نعمت فزای؛ که نعمت افزون کند. که نعمت را بیشتر کند: ایا ضمیر تو شادی گشای انده بند ایا قبول تو نعمت فزای انده کاه.امیرمعزی. رجوع به فزا شود.
کلمات همقافیه با «فزای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر