معنی فزان
7 بازدید
[ فَ زْ زا ] (اِخ) نام پسر حام و بوی نامیده شد ولایتی فراخ و وسیع که میان فیوم و طرابلس غرب است. (منتهی الارب). ولایت پهناوری است بین فیوم و طرابلس غرب. (از معجم البلدان). طرابلس مملکتی است از اقلیم دوم و سیم و بلاد مشهورش فزان. (نزهة القلوب چ لیدن ج ۳ ص ۲۶۹).
کلمات همقافیه با «فزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر