معنی فریه گر
4 بازدید
[ فِ رْ یَ / یِ گَ ] (ص مرکب) لعنت کننده. نفرین کننده. کسانی که در جنگ از دور به سپاه دشمن دشنام دهند و آنها را به خشم آرند: سپهسالاری وی ابوالحسن حاجب داشت و فریه گران بر باره شدند. (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «فریه گر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر