معنی فریضه گردیدن
6 بازدید
[ فَ ضَ / ضِ گَ دی دَ ] (مص مرکب) واجب شدن. فرض شدن :
کلمات همقافیه با «فریضه گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر