معنی فریر
9 بازدید
[ فَ ] (اِ) گیاهی است بغایت خوشبو و تفریج دل کند و بدان تداوی نمایند و آن را گاوزبان گویند و به عربی لسان الثور خوانند. (برهان). مصحف فریز است. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به فریز شود.[ فَ ] (ع اِ) برهٔ میش و گاوسالهٔ دشتی یا بره یا برهٔ نر. (از اقرب الموارد) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «فریر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر